۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

دخترانم


*برای دخترانم *

زیبائی گلخانه جانم ....... لبخند لبان دخترانم
اندیشه هر لحضه به آنان ...... داروی مسکن روانم
دیدار بهشت و حوریان است ...... بوسیدن روی دخترانم
در بازی عشق بی گدارم ....... تکخال زمان گشته از آنم
هم راز من است و هم نیازم ...... روئیدن گلهای جوانم
با این دو ستاره درخشان ...... روشن شده آسمان جانم
از آنجه رود به روحم امروز ....... پیدا نکند سخن بیانم
کو واژه ای که در آن بگنجد ...... مهر دل من به کودکانم
دو شاخه گل پدر شمائید ....... من در پی بوئیدن آنم
از مادرتان یاد نکردم ...... من خاکی به پای مادرانم
ای همسر پاک و مهربانم ........ ای مادر خوب دخترانم
این هستی ما زهستی تست ....... با عشق به تو در این جهانم
بی بی و دو آس من شمائید ......... با این سه ورق شاه جهانم
تا اینکه شما کنارم هستید ....... من شادترین مرد زمانم
گر روزی بیاید و نباشم ....... روزی که خدا گرفته جانم
هر کس که به هر کجائی دیده ...... لبخند لبان دخترانم
بر گور من این خبر بیارد ....... تا شادی رسد به استخوانم


بابک اسحاقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.