۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

زن ایرانی


زن ایرانی ای پاک و اهورائی
تو ای زیبا ترین معنای آزادی
الا جان و دل ایران و ایرانی
بگو با تو چه ها کردند ؟
چرا با تو چنین کردند ؟
چرا ای دخت ایرانی
تو را در دشت خاموشی رها کردند
به قربانگاه جهلستان هر دوران
ترا قربانی جهل و جنون کردند
به زور یاوه گوئی های بی معنا
سرت را در حجاب تازیان کردند
تو را در تیغ و خنجر اسلام
کنیز و برده و خانه نشین کردند
تو را خار و حقیر و بی نوا کردند
بگو ای زن بگو با تو چه ها کردند ؟
بگو آخر چرا با تو چنین کردند ؟
تو ای بانوی ایرانی زن شرقی
تو ای افتاده در چاه مسلمانی
تو ای در بند آئین خرافاتی
تو ای مادر تو ای خواهر
تو ای خاتون ایرانی
بگو با تو چه ها کردند
به خشم مرد بی وجدان
رخت را پر زخون کردند
بگو با من بگو از شام بی پایان
بگو از سنگسار پیکر بی جان
فروش تن فروش روح بی سامان
برای نان گذشتن از سر و از جان
ز تاریکی سرد گوشه زندان
بگو از سوزش شلاق نامردان
بگو از زخم تیغ مردان نادان
بگو بانو بگو از راه بی پایان
بگو از اشک خونین و دل پاره
بگو از غم
بگو از درد
بگو با تو چه ها کردند
چه ها با جان تو کردند
چرا با تو چنین کردند ؟


 بابک اسحاقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.