۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

تو کجا اونجا کجا

*برای خواهرم *
 
عکس من روی دیوار خونتون
 شاید هم باشی کمی بیادمون
اما ای جون و دلم
.خواهر ناز و گلم
بگو بعد این روزها
 روزهای جدائیها
 تو کجا و من کجا
تو توی شهر دیگه
به سرت شور دیگه
 به دلت حال دیگه
من به یک باغ دیگه
 به تنم درد دیگه
دلم از دوری تو
 نمیره جای دیگه
آخه دختر به کجا
 تو کجا اونجا کجا
اگر این برادر از یاد تو رفت
 همدل و مونست از یاد تو رفت
روزهای کودکی هم یاد تو رفت ؟
 خنده و گریه ها از یاد تو رفت ؟
کوچه و محلمون حیاطمون
 چشمهای خسته و پیر بابامون
راستی از یاد تو رفت
 آخ که شاید ندونی
بعد تو خنده زلبهای مامان پر زد و رفت
 آخه بی دین خدا
بگو تو رفتی کجا.
 تو کجا و ما کجا
اما چشم ما هنوز مونده به راه
شاید یک روزی بیای دنبال ما
ما بهت بگیم آهای خوشگل ما
سرخی صورت گلخونه ما
تو کجا اینجا کجا
تو کجا اینجا کجا


بابک اسحاقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.