۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

مهدی نمی آید




خودت را بیخودی پاره مکن مهدی نمی آید
دلت را خوش به این چاره مکن مهدی نمی آید


به مسجد نعره و زجه مکن مهدی نمی آید
به منبر زورکی گریه مکن مهدی نمی آید


به قول ایرج شیرین سخن آن شاهزاده میرزا
کجا زنده شود مرده که افتاده ته چاه


اگر در چاه تاریکی گرفتار است کجا آید
اگر پشت ترافیک است بدان هرگز نمی آید


مگر سیر است زجان خود میان وحشیان آید
همان بهتر ته چاه سیه بی شیعیان ماند


اگر از من بپرسی گویمت شاید که در خواب است
در این خواب خوش آزارش مده بیچاره خوش خواب است


یکی گفتا سر منقل نشسته گرم تریاک است
مثال ملت ایران دچار دود تریاک است


یکی هم گفته شاید حضرت مهدی به زندان است
همین روزها طناب دار او در بین میدان است


به روزنامه نوشتند که شده جاسوس اسرائیل
مجازاتش ملاقاتی بود با شخص عزرائیل


یکی گفته که پیوسته به راه سلطنت حضرت
یکی هم گفته شاید با مصدق کرده است خلوت


یکی گوید که از دین و خدا برگشته است دیگر
به دنبال لنین رفته شده یکبارگی کافر


یکی هم گوید او را دیده است در مرز پاکستان
فراری گشته از دست بسیجی های بی وجدان


نمی دانم کجا و کی شود این مسخره پایان
جدا کی می شود این یاوه ها از مردم نادان


امیدی دارم آن صاحب زمان آن حضرت پنهان
فرستد فکس و حل معما را کند آسان


  بابک اسحاقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.