آه ای جوان بیدار
شو ........ آماده
پیکار شو
وقت سخن با دد
گذشت ....... خنجر
بکش سردار شو
لرزاد زمین و
آسمان ....... بر
خانه شان آوار شو
خونی بریز زخمی
بزن ......... غوغا
نما ،آزار شو
آباد شو ، آزاد
شو ......... با
دیگران همیار شو
فریاد شو بیداد
شو ........ خاری به
چشم مار شو
با گرگها گرگی
نما ........ در چنگ
سگها هار شو
گریه مکن بر رفته
ها ........ بر زخم
خود تیمار شو
از مرگ و از مردن
مترس ..... خنده
کنان بر دار شو
آه ای جوان بیدار
شو ......... آه ای
جوان بیدار شو
یاری اگر بر خاک
شد ........ برخیز
و جایش یار شو
بیگانه یارت کی
شود ....... با میهنت
هم یار شو
برخیز و بر دشمن
خروش ...... چون
کاوه پرچم دار شو
تیغی به تاریکی
بزن ....... پایان
شام تار شو
آخر شبی حلاج
وار ....... گوینده
اسرار شو
آه ای جوان بیدار
شو ...... آه ای
جوان بیدار شو
بابک اسحاقی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.