۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

کتیبه


سقف ما هر دو یه سقف
دیوارمون یه دیوار
 آسمون ، یه آسمون
 بهارامون ، یه بهار
 اما قلبمون دو تا
دستامون از هم جدا
 گریه هامون تو گلو
 خنده هامون بی صدا
 نتونستم ، نتونستم
 تو رو بشناسم هنوز
 تو مثل گنگی رمز
 توی یک کتیبه ای
 که همیشه با منی
 اما برام غریبه ای
 هنوز هم ما می تونیم
 خورشید و از پشت ابر صدا کنیم
 نمی تونیم ؟
می تونیم
 می تونیم بهارو با زمین سوخته آشنا کنیم
 نمی تونیم ،
 می تونیم
 هم شب و هم گریه ایم
 درد تو ، درد منه
بگو هم غصه ، بگو
 دیگه وقت گفتنه
 بغض ما نمی تونه
 این سکوتو بشکنه
 مردم از دست سکوت
 یکی فریاد بزنه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.