ببین تو روی ما
را این روی بی نقاب را
بغض گرفته ما
حال خراب ما را
گوش کن تو این
حکایت روایت سراب را
حاصل عمر رفته
قصه انقلاب را
بیا تو پاسخی ده
سئوال بی جواب را
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
دست به دعا کردیم
حق را صدا کردیم
با وعده های
واهی خود را به خواب کردیم
بعد هم رفتیم تو
کوچه پا در رکاب کردیم
کشتیم و کشته
گشتیم تا انقلاب کردیم
یکی نگفت به ما
ها تو قیل و قال دعوا
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
گفتیم هنر نمودیم
راهی بنا نمودیم
ز ظلم و جور شاهان
خود را رها نمودیم
بیا ببین که
امروز خانه کجا نمودیم
ما نسل انقلابی
غربت سرا نمودیم
به خواب خود
ندیدیم این کار روزگار را
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
حالا نشستیم
اینجا تو فکر کار فردا
تو سر هم می
کوبیم سر لحاف ملا
یابو که رفت با
بارش از دست غافل ما
حالا ما دعوا
داریم که شاه می خوایم یا ملا
ما که هنوز ندانیم
پاسخ این معما
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
ملت ما شریف است
عاقل و هم نجیب است
ولی میون دنیا
او ملتی عجیب است
یه روز بروی
دستها می بردت به بالا
یه روزی پائین
می آره ترا از اون بالا ها
تا که بخوای
بجنبی کوبیدنت رو خاک ها
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
خلاصه ما که
بودیم از پی صلح تو دنیا
عمری هدر نمودیم
تو این پائین بالا ها
دیروز که از خواب
خوش بیدار شدیم یه هو ما
دیدیم که رو دوش
ما سوار شده یه ملا
عجب از این زمونه
ما را کشید کجاها
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
به جای صلح و
دوستی تو میهن خوب ما
چماق و زور و
نعلین شده نصیب ما ها
به جای نون گندم
میون سفره ما
غذا میدن به ما
ها از خون سینه ها
انگشت حیرت امروز
نهاده ایم به لبها
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
راستی که بد
آوردیم تو بازی خودیها
باختیم و باز
کشیدیم این بازی را به فردا
پیر شدیم و به
فردا چشم ما بر جوونها
دست شما بیافتاد
حاصل کرده ما
شما بگین به فردا
به یاد ما غریب ها
ما انقلاب کردیم
یا انقلاب ما را
بابک اسحاقی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.