۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

بگو به ایران


وطن پرنده ی پر در خون
 وطن شکفته گل در خون
 وطن فلات شهید و شمع
 وطن پا تا به سر خون
 وطن ترانه ی زندانی
 وطن قصیده ی ویرانی
 ستاره ها اعدامیان ظلمت
 به خاک اگر چه می ریزند
 سحر دوباره بر می خیزند
 بخوان که دوباره بخواند
 این عشیره ی زندانی
 گل سرود شکستن را
 بگو که به خون بسراید
 این قبیله ی قربانی
 حرف آخر رستن را
 با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
 اگر مسلسل و انگشتر
 با ما تبار فدایی
 با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
 اینک ترانه ی آزادی
 اینک سرودن مردن
 امروز ما ، امروز فریاد
 فردای ما ، روز بزرگ میعاد
 بگو که دوباره می خوانم
 با تمامی یارانم
 گل سرود شکستن را
 بگو ، بگو که به خون می سرایم
 دوباره با دل و جانم
 حرف آخر رستن را
 بگو به ایران
 بگو به ایران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.