۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

شب آفتابی


عروسک قصه ی من
 گهواره ی خوابت کجاست ؟
 قصر قشنگ کاغذی
پولک آفتابت کجاست ؟
بال و پر نقره ای
 کفتر عشقمو کی بست ؟
 اینه ی طوطی منو
 سنگ کدوم کینه شکست ؟
عروسک قصه ی من
 زخم شکسته با تنت
 بمیرم ای شکسته دل
 چه بی صداست شکستنت
صدای عشق من و تو
 که تلخ و گریه آوره
 تو این سکوت قصه ای
 شاید صدای آخره
 بعد از من و تو عاشقی
 شاید به قصه ها بره
 شاید با مرگ من و تو
 عاشقی از دنیا بره
 عروسک قصه ی من
 سوختن من ساختنمه
 تو این قمار بی غرور
بردن من ، باختنمه
 عروسک قصه ی من
 شکستنت فال منه
 این سایه ی همیشگی
 مرگه که دنبال منه
 جفتای عاشقو ببین
 از پل آبی می گذرن
 عروسک قلبشونو
 به جشن بوسه می برن
 اما برای من و تو
 اون لحظه ی آبی کجاست ؟
 عروسک قصه ی من
 پس شب آفتابی کجاست ؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.