۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه

نه

 

حاشا و ابدا
 که مرا دلگیری
 از آسمان نیست
 این سرشت ابر است که ببارد
 اگر نبارد
 مرا راستی ادامه ی عمر چگونه است
ابر نمی بارد
عمر ادامه دارد
و مرا غزلی به یاد مانده است
 که برای تو بخوانم
 ایستاده بودم که بهار شد
 و غزل را بیاد آوردم
خواندم
 تو مرده بودی
 حاشا و ابدا
که نه تو را بیاد دارم
 غزل را بیاد دارم
 ابیاتش شباهت به قصیده دارد 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.