۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

تو چی هستی ؟


 اسم تو قشنگ ترین قصه برای گفتنه
 اسم تو قشنگ ترین قصه واسه شنفتنه
 غنچه ی نجیب اسم تو روی باغ لبم
 بهترین غنچه ی لذت برای شکفتنه
لحظه ی طلایی نوازش گیسوی تو
 مثل ناز دست روی خواب چمن کشیدنه
 داغی وسوسوه ی گرفتن دستای تو
 کوره ی بزرگ خورشید و توی خواب دیدنه
 تو چی هستی ؟
 تو چی هستی که تماشا کردنت
 مثل پر به آسمون گشودنه
 تو کی هستی ؟
 تو کی هستی که تمام لحظه ها
 بی تو بودن ، مثل با تو بودنه
 زیر نور خیس بارون ، مخمل سبز چشات
جنگل جادویی در به دری های منه
 گیسوی بلند تو ، که شعری از رهاییه
 زنجیر سیاه موندن برای پای منه
 صدای هق هق من میون تاریکی شب
 صدای شکستنه ، صدای سرد مردنه
 صدای دور شدن پای من از کوچه ی تو
 آخرین حرف منه صدای جون سپردنه

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.