اگه تو نهایتی من تشنه رسیدنم
تو اگه کوهم باشی من عاشق جون کندنم
یخ شب رو می شکنم به آسمون پل می زنم
راه خورشیدو می گیرم تا به چشمات می رسم
شهر چشمای تو جایی ته بغضای من
آخ دلواپسی ها وقت باتو بودنِ
کاشکی خوابم نبره وقتی که بختم پامیشه
وقتیکه تو می دمی یه وقت هوا ابری نشه
تو اگه کوهم باشی من عاشق جون کندنم
یخ شب رو می شکنم به آسمون پل می زنم
راه خورشیدو می گیرم تا به چشمات می رسم
شهر چشمای تو جایی ته بغضای من
آخ دلواپسی ها وقت باتو بودنِ
کاشکی خوابم نبره وقتی که بختم پامیشه
وقتیکه تو می دمی یه وقت هوا ابری نشه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.