آه ای پرچم من
از درفش کاویانت
خبری دگر نیست
سینه ات از وزش
باد صبا ........ دگر
افراشته نیست
رنگ سبزت تازگی
کم رنگ و
آن سپیدی میانت
تیره و بی رنگ است
آه ای پرچم من
سرخی چهره تو
خونین است
پرچم خسته من
نقش شوم عنکبوت
است جای آن شیر ژیانت
شیر بی یال و دم
و شمشیر تو
خفته در خواب و
خیال است
آه ای پرچم من
در غروب تلخ
خورشیدت
نفس در سینه ها
حبس است
آه ای پرچم من
...... آه ای پرچم
من
بابک اسحاقی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.